حنابندان
سه یا چهار روز به عقد مانده حنابندان انجام می گرفت که اولین آرایش عروس را انجام می دادند .
آرایش عروس ( بزک عروس )
پس از پایان استحمام عروس را با ساز و ذهل به خانه می آوردند و در این هنگام مشاطه ای که از قبل فراخوانده شده بود شروع به آرایش عروس می کرد .
آرایش های گذشتگان در فرهنگ های فارسی تحت عنوان ( هر هفت ) معرفی شده است و هر هفت یعنی لوازم آرایش زنانه که در قدیم عبارت بود از هفت چیز : سرخاب ، سفیدآب ، حنا ، وسمه ، سرمه ، زرک ، غالیه و خال ، بنابراین هر هفت کردن به معنی آرایش کردن است و مترادف آن نیز همان اصطلاح هفت قلم آرایش کردن می باشد
مراسم عقد کنان
مراسم عقدکنان را معمولاٌ در خانه عروس انجام می دادند و برای انجام این امر اتاقی را در نظر می گرفتند که مراسم عقدکنان در آن اجرا می شد . قبل از شروع مراسم چند تن از زنان خوش سلیقه و خوشبخت فامیل ، برای تزئین سفره عقد در اتاق مزبور حاضر می شدند و با ظرافت خاصی اسباب سفره را در سرجای خود می چیدند . اسباب سفره عقد عموماٌ عبارت بود از : نقل و شیرینی ، چند کله قند ، چند لاله یا جار ، گلابدان ، خنچه ، اسپند ، کاسه ای آب که رویش یک برگ سبز باشد و .... به هنگام عقد عروس را مقابل آیینه و رو به قبله می نشاندند و به هنگامی که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم می دانستند که عروس خانم حتماٌ در آیینه نگاه کند تا بدین ترتیب بختش همچون آیینه صاف و روشن باشد و همچنین در موقع خواندن خطبه دو زن سپیدبخت دو سر پارچه ای سفید را گرفته و در بالای سر عروس نگاه می داشتند و زن سپیدبخت دیگری به نیت شیرین شدن زندگی عروس بر سر او قند می سایید و در این هنگام فرد دیگری با یک سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادی کوک بر پارچه مزبور می زد . به هنگام این کار زیر لب می خواندند : دوختم ، دوختم ، زبان مادر شوهر ، خواهر شوهر ، جاری و پدرشوهر را دوختم .
Saturday, September 18, 2010
Tuesday, September 14, 2010
جهازبران
چند روز قبل از عروسی و گاهی روز قبل از آن ، مراسم جهاز بران صورت می گرفت . برای جهاز بران چند نفر طبق کش به همراه چند قاطر اجیر می شدند تا وسایل جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل کنند . علاوه بر طبق کش ها ، عده ای نقاره زن نیز استخدام می شدند تا در طول راه به هنرنمایی بپردازند . قبل از رسیدن گروه مزبور چند تن جلوتر به خانه داماد می رفتند و قسمتهایی از خانه داماد را که برای عروس در نظر گرفته شده بود ، نظافت کرده و به اصطلاح آب و جارو می کردند . هنگامی که جهیزیه در خانه داماد جای می گرفت . فردی از طرف خانواده عروس صورت اسبابی که آورده بودند را نشان داماد می داد و از وی بابت آنها رسیدی دریافت می کرد که به آن سیاهه می گفتند . علاوه بر آن دادن انعام به طبق کش ها و نقاره چی ها جزو وظایف داماد به حساب می آمد . طبق کش ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند که نقل ها و پارچه های کف طبق ها را که برای تزئین تدارک دیده شده بود را برای خود برداند . وسایل جهیزیه طبق توافقی که قبلاٌ بین خانواده های عروس و داماد صورت گرفته بود تهیه می شد . به عنوان مثال گاهی عبارت بود از : دیگ ، قابلمه ، ملاقه ، آبکش ، مجمع های مسی ، آفتابه لگن و اسباب دیگری همچون رختخواب ، متکا ، پشتی ، پرده ، سماور ، بلور و علاوه بر همه اینها ، آینه و قرآن جزو اصلی مهمترین وسایل جهیزیه به شمار می رفته است .
Saturday, September 11, 2010
خرید عروسی
پس از خواستگاری و پسند طرفین و انجام مراسم بله برون ، را هر زمانی که طرفین موافقت کردند و مورد قبول واقع می شد و ایجاد اشکالی نمی کرد . جهت خرید وسایل عروسی تعیین می کردند . وسایلی که معمولاٌ در این زمان خریده می شد عبارت بود از : پارچه و با لباس دوخته شده ، آیینه و شمعدان ، وسایل آرایش عروس ، لباس های زیر برای عروس ، کفش و جوراب ، لوازم مربوط به سفره عقد و دیگر وسایل اینچنین ، نکته دیگر قابل ذکر آن که برای این خرید یک یا دو نفر از خانواده عروس و داماد انتخاب می شدند که معمولاٌ نیز در این خرید عروس و داماد شرکت نداشتند ( البته این قضیه جنبه همگانی نداشته و گاهی خود عروس و داماد شرکت می کردند ) و نمایندگان به سلیقه خود وسایل مورد نیاز را خریداری می کردند . در ضمن این نکته را نیز باید متذکر شد که خرج این دسته خریدها کلاٌ به عهده داماد بوده است .
Saturday, September 4, 2010
خواستگاری و بله بران
مراسم خواستگاری معمولاٌ بدین ترتیب بود که مادر داماد به چند تن از زنانی که کارشان پیدا کردن دختر بود می سپرد که اگر دختری را با شرایط مورد نظر وی در نظر دارند به وی معرفی کنند و یا درصدد پیدا کردن چنین دختری باشند . پس از مدتی یکی از زنان دختری را در نظر گرفته و به همراه یک یا چند تن از زنان خانواده داماد برای دیدن دختر مورد نظر سرزده به خانه او می رفتند دختر دم بخت بعد از مدتی با کاسه ای آب وارد اتاق خواستگاران می شد و آب را به آنها تعارف می کرد و پس از آن به کناری می نشست . در این هنگام یکی از خواستگاران که از همه با تجربه تر بود به طرف دختر رفته و چادر و یا چارقد دختر را کنار زده دستی به سر وی می کشید و موهای دختر را جابجا می کرد تا ببیند که مبادا دختر کچل باشد و موهاعاریه ای باشد . بعد از مطمئن شدن از موها ، شروع می کرد به بو کردن دهان و زیربغل و خلاصه تمامی بدن دختر ، که خدای ناکرده بوی بد ندهد . پس از انجام این تشریفات و مورد پسند واقع شدن دختر ، به خانه داماد برگشته و شرح ماجرا را توصیف می کرد و داماد نیز با شرحی که خواستگاران می دادند تصویر دختر را در ذهنش مجسم می کرد و آنگاه موافقت و یا عدم موافقت خود را اعلام می داشت .
در صورت موافقت داماد ، پدر وی به همراه چند تن از بزرگان فامیل به خانه دختر رفته و به اصطلاح شیرینی می خوردند فردای آن روز مادر و خاله و عمو و دیگر کسان نزدیک داماد برای بله برون به خانه عروس رفته و راجع به مهریه و شیربها و روز عروسی و مسائلی دیگر نظیر آن صحبت می کردند . پس از چند روز از خانه داماد هدایایی به وسیله چندین مجمع به منزل عروس فرستاده می شد که وسایل درون مجمع ها معمولاٌ عبارت بودند از : یک عدد انگشتر با حلقه طلا ، یک کاسه نبات ، دو کله قند ، تعدادی لباس برای پدر و مادر و خود عروس که بسته به فصول سال از جنس های مختلف انتخاب می شده است . البسه ای که برای عروس فرستاده می شد معمولاٌ عبارت بود از : یک چادر ، یک پیراهن ، یک تنبان با دامن ، یک جفت کفش ، دو جفت جوراب ، یک یا دو عدد چادر ، یک یا دو عدد پستان بند و زیرجامه همچنین مقداری از میوه های فصل و شیرینی نیز جزو اصلی این هدایا به شمار می آمده است
Wednesday, September 1, 2010
آداب و رسوم ازدواج در تهران قدیم
یکی از اعتقادات در رابطه با بخت گشایی این بود که وقتی فرد پنبه زنی را به داخل خانه برای کار می آوردند . منتظر می شدند تا پنبه زن به منظور انجام عملی برای مدتی دست از کار بکشد و در این هنگام فوراٌ دختر دم بخت خانه را دور از چشم پنبه بزن آورده و از توی کمان پنبه زنی عبورش می دادند و معتقد بودند که به زودی زه کمان وی پاره خواهد شد و به این ترتیب نیز بخت دخترشان باز می شود . در صورت پاره شدن چله کمان ، جازدن آن کار بسیار مشکلی برای پنبه زن ها بود و به همین خاطر پنبه زن ها سعی می کردند تا جایی که ممکن است کمانشان را رها نکنند تا دست هیچ دختری به آنها نرسد و باعث پاره شدن زه کمان آنها نشود .
برای بخت گشایی کار دیگری نیز می کرده اند و آن اینکه هر گاه درون خانه و یا در منزل همسایگان ، برای نذر گوسفندی می کشتند . مادری که می خواست هر چه زودتر دخترش به خانه بخت برود . چادر دخترش را به همراه مقداری پول و با یک کله قند به قصاب می داد و از وی می خواست که چادر دخترش را از درون روده گوسفندی عبور دهد و بر این اعتقاد بودند که دختر با سر کردن آن چادر ، به زودی بختش باز می شود .
از دیگر معتقدات مردم برای بخت گشایی و همچنین برآورده شدن دیگر حاجات خویش ، دوختن پیراهن مراد بوده است . این مراسم به این شکل بود که در روز بیستم و هفتم ماه مبارک رمضان که روز قتل این منجم می باشد . زن ها آرایش کرده به مساجد می رفته اند تهرانی ها عموماٌ در مسجد شاه تجمع می کردند و با پارچه هایی که از قبل تهیه کرده بودند در بین دو نماز پیراهن مردا می دوختند و معتقد بودند که با پوشیدن این لباس کلیه حاجت های آنها از جلمه گشاده شدن بخت آنها برآورده خواهد شد و در بین بعضی از زنان این اعتقاد نیز بود که پارچه پیراهن ذکر شده را بهتر است که از پول حاصل از گدایی خریداری نمایند .
Tuesday, August 17, 2010
رسول آباديان
كي از مكانهاي تاريخي در شهر تهران كه هماكنون متاسفانه در حصار ساختوسازهاي مدرن، جاهوجلالش را از دست داده، مجموعه تاريخي ارگ است. بهتر است بدانيم كه نام ارگ به دوران تصرف تهران توسط افغانها بازميگردد. قضيه از اين قرار است كه افغانها به محض استقرار در تهران دوره صفوي، در سمت شمال اين منطقه پلي احداث كردند و در كنار پل، دروازهاي ساختند و نام آن را ارگ گذاشتند.محوطه ارگ كه زماني در شمال شهر تهران قرار گرفته بود، هماكنون بخشي از منطقه مركزي تهران است و مردم فقط به عنوان يك ميدان از آن ياد ميكنند.
اين منطقه هماكنون از شمال به ميدان و خيابان امام خميني، از شرق به خيابان ناصرخسرو، از غرب به خيابان خيام و از جنوب به خيابان پانزدهخرداد محدود ميشود. منطقه ارگ در زمانهاي نهچندان دور، يكي از مهمترين بخشهاي شهر تهران محسوب ميشد كه همه ارگانهاي مهم دولتي در آن مستقر بودند.
مدارك و شواهد تاريخي نشان ميدهد كه ارگ تهران نيز مثل بسياري از مكانهاي تاريخي ديگر، داراي تاسيسات دفاعي جداگانهاي بوده است.
در زماني كه شهر تهران داراي راههاي ارتباطي قابلتوجهي نبوده، منطقه ارگ هم فقط دو راه داشته كه اين راهها يكي در سمت شمال ارگ قرار داشته كه مناسبات ارگ را با خارج شهر برقرار ميكرده و نام قديمي آن دروازه دولت بوده كه هنوز هم به اين نام مشهور است. راه ديگري كه در سمت جنوب ارگ قرار داشته، هماكنون در بين مردم به نقارهخانه معروف است.
مجموعه امروزي منطقه تاريخي ارگ را عمارت راديو، كاخ دادگستري، قسمت اصلي كاخ دارايي، سردر قدرخانه، ساختمان دارالفنون، ساختمان كلانتري ارگ، بانك ملي شعبه بازار، مسجد ارگ و ساختمان سابق وزارت كشور تشكيل ميدهند.
گفتني است كه مجموعه تاريخي ارگ تهران دههزارمين اثر ثبتشده در فهرست آثار تاريخي كشور است. جالب اينكه نخستين مدرسه علوم جديد يعني دارالفنون و نخستين پارك عمومي تاريخ تهران در منطقه ارگ ساخته شدهاند كه نشان از اهميت بسيار بالاي آن در گذشته دارد.
نسل امروزي جامعه ما متاسفانه شانس آن را ندارند كه از جاهوجلال ارگ به جز چند عكس، چند نام و چند ساختمان مخروبه كه در مجموعه كاخ گلستان قرار گرفتهاند، چيز ديگري ببينند.
سیاوش رحیمی:
Tuesday, August 10, 2010
چاله ميدان
اغلب ما حتما تاكنون صدها بار نام چالهميدان را شنيدهايم اما نميدانيم كه اين مكان به چه خاطر اين عنوان را به خود گرفت.
چاله ميدان، داراي ارج و قرب خاصي در ميان مردم تهران است و معمولا در بسياري از كنايههاي كلامي با مقاصد خاص، از اين ميدان معروف ياد ميشود.
درباره نام چاله ميدان بايد گفت كه اين قضيه به دوران صفويه برميگردد. سلاطين صفوي كه نقش زيادي در ايجاد شهري به نام تهران داشتهاند، خاك مرغوب بخشي از زمينهاي اطراف را براي استفاده در حصاركشي اين شهر برداشت كردهاند تا اينكه آن قسمت، تبديل به چالهاي بزرگ شده است.
گرچه ايجاد اين چاله باعث به وجود آمدن دردسرهايي براي حكومت بوده اما ظاهرا هيچكس به فكر مهار خلافهايي كه به دليل دور بودن اين چاله از شهر صورت ميگرفته، نبوده است.
به هر حال اين چاله معروف تا مدت زيادي جايگاهي امن براي خلافكاران محسوب ميشد و بزنبهادرها بهتدريج در آن جمع ميشدهاند و مردم هم آرامآرام آنجا را به يك زبالهداني بزرگ تبديل كرده بودند. اطراف چاله ميدان، سالها بعد به دليل رشد بيرويه شهر تهران در محاصره ساختمانها قرار گرفت و ميداني در آن ايجاد شد كه همان چالهميدان معروف است.
اين ميدان كه امروزه چندان نام و نشاني از آن نيست، درست در ميان مكانهايي چون جنوب بازار چهلتن و امامزاده سيد، ميدان امينالسطان، گمرك، خانيآباد و دروازه پاقاپوق(اعدام) قرار داشته و قديميها هنوز بخشي از اين مناطق را به عنوان چالهميدان ميشناسند.
چاله ميدان هم مثل اكثر نقاط تهران ديگر داراي آن حال و هوا نيست و در ميان دود و سروصدا گم شده است.
سیاوش رحیمی
Subscribe to:
Posts (Atom)